هر انسانی مرتکب اشتباه می شود ؛اما فقط انسان های احمق اشتباه خود را تکرار می کنند.(سیسرون)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶
خانه » سرگرمی » داستانهای خواندنی » داستانی زیبای بیمارستان روانی!

داستانی زیبای بیمارستان روانی!

fun1655

برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستان‏‎های روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار می‏‎دادند.


وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکت‎‏ها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفت‏‎وگو می‏‎کردند.
بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می‏‎روم روی نیمکت دیگری می‏‎نشینم که شما راحت‏‎تر بتوانید صحبت کنید.

پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود. بیماری پروانه را نگاه می‏‎کرد و نگران بود که زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود.
ما بالاخره نفهمیدیم بیمارستان روانی این‏‎ور دیوار است یا آن‏‎ور دیوار.

از کتاب «کمال تعجب» نشر پوینده

منبع:seemorgh.com–بیتوته–beytoote.com
منبع:seemorgh.com

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


کپی برداری از مطالب آن، تنها با ذکرلينكمنبع مجاز می باشد. مسئولیت محتوای کتابها به عهده نگارنده بوده و مجله سه تيا هیچ مسئولیتی را در این خصوص نمی پذیرد - طراحی شده توسط پارس تمز-انتشار توسط تولز کمپ